أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
353
قانون ( فارسى )
فراخناى گرد آيد و ماده در آن باقى بماند شامل است ؛ كه اين ماده هر نوع مادهاى باشد فرق نمىكند . امّا اگر همين نوع از دمل گرممزاج باشد ، آن را خراج مىناميم ، كه مادهء ريمى در آن جمع مىآيد . گاهى رخ مىدهد كه شروع كردن ورم گرم - چنان كه هست - علاوه بر جمع كردن ماده در درون ، ماده بعد از جمع شدن از هم جدا مىشود . و ممكن است سرآغازش بر اين حالت نباشد و بلكه درست مانند ورمهاى گرم بدون قيد ، خراج شروع كرده و سرانجام شروع به جمع كردن ماده در درون كند . مىخواهيم حالا راجع به دمل ( دبيله ) هاى سرد كه دربرگيرندهء خلط خلمى ، خلط گچى ، خلط شنى ، خلط ماسهاى و خلط مويى هستند ، صحبت كنيم . كسانى هستند كه هر ورمى را كه داراى اينچنين اخلاطى باشد خراج مىنامند . پس بگذار راجع به ورمهايى صحبت كنيم كه گرممزاجند و آنها را خراج مىناميم . در نوع ورم گرممزاج نام مادهء ناجورى كه طبيعت بيرون مىدهد و تندتر از دمل سردمزاج بيرون مىجهد و ماده با فشار و شدت راه بيرون شدن را در پيش مىگيرد ، از پوست نمىگذرد كه بيرون آيد . چنان در گوشت جايگير نمىشود كه برهم جمع آيد و از آنجا كه غليظ است در اين كشاكش آنجا رانده و اينجا مانده از هم جدا مىشود و در نوعى شكاف مانند استقرار مىيابد و از آنجا سرانجام سر برمىآورد . اكثرا و بويژه اگر ماده تندمزاج است ، وقتى براى اولين بار از پوست سر برمىآورد و ديده مىشود ، نك باريك طرف سر دمل سر برمىآورد كه تا اندازهاى تيز هم هست . اين نوع از خراجها وقتى شروع مىكنند و سر برمىآورند ، مادهء ريمى در آنها جمع مىشود و سپس مادهء ريمى پخته مىگردد و بعد از پخته گشتن مىتركد . البته ممكن است خود به خود پخته نشود و نتركد ؛ بايد به پخته شدن مادهء جمع آمده در ورم و در تركانيدنش كمك كرد . و امكان دارد كه كمك طبيب نخواهد و خود به خود پخته گردد و بتركد . تا خراج از پوست برآمده بلندتر و نكش تيزتر باشد ، بدان ! كه خلط به وجودآورندهء آن گرم مزاجتر است و چنين مادهاى زودتر رسا مىشود و زودتر تحليل مىرود . و ورم زودتر مىتركد . بويژه اگر برآمده بلند و برجسته و به شكل ثمر صنوبر باشد ، دليل اكيد بر گرممزاجى زياد مادهء سبب ورم است . اگر قسمت برآمده و پديدار ورم پهن است و در گودى قرار دارد و بلند و برجسته نيست و قرمز رنگ است ، نشان آن است كه مادهء به وجودآورندهء ورم ، غليظ و بدجنس است و به سوى درون گرايش دارد ؛ كه اينچنين خراجى دردش اندك است و به كندى حركت مىكند . بدترين نوع خراج آن است كه اگر تركيد ، به سوى اندرون بتركد و مادهء بد چكيده از اثر تركيدن ورم ، بر هرچه بگذرد آن را تباه گرداند . گاهى ممكن است خراجى كه مىتركد ماده چكيده در اثر تركيدنش قسمتى به خارج بدن آيد و قسمتى به داخل بدن ريزد ، كه آن هم بد است .